آبنبات هل دار

هر داستانی یک راوی دارد؛ گوینده‌ای که جریان یا جریان‌هایی را نقل می‌کند. گویندۀ داستان «آبنبات هل‌دار» راوی قهرمانی است که با فاصلۀ زمانی از اصل رویدادها، اکنون از زاویۀ دید درونی، اتفاق‌ها و ماجراهای مربوط را نقل می‌کند. از این منظر و با توجه به توضیح ابتدایی کتاب در مورد واقعی نبودن داستان «آبنبات هل‌دار»، به نظر می‌رسد مؤلف از خاطره‌گونگی داستان به طور ماهرانه‌ای به عنوان یک تمهید در ایجاد باورپذیری این روایت بهره برده است

هر داستانی یک راوی دارد؛ گوینده‌ای که جریان یا جریان‌هایی را نقل می‌کند. گویندۀ داستان «آبنبات هل‌دار» راوی قهرمانی است که با فاصلۀ زمانی از اصل رویدادها، اکنون از زاویۀ دید درونی، اتفاق‌ها و ماجراهای مربوط را نقل می‌کند. از این منظر و با توجه به توضیح ابتدایی کتاب در مورد واقعی نبودن داستان «آبنبات هل‌دار»، به نظر می‌رسد مؤلف از خاطره‌گونگی داستان به طور ماهرانه‌ای به عنوان یک تمهید در ایجاد باورپذیری این روایت بهره برده است؛ به طوری که فضای نوستالوژیک و خاطره‌انگیز داستان ـ که سرشار از عناصر آشنای دهۀ شصت، اعم از سریال‌ها، فیلم‌های سینمایی و کارتونی... و حتی شایعات این دهه چون وجود درصدی از طلا در سکه‌های پنج تومانی است ـ به علاوه لحن صمیمی و سادۀ راوی در بستر طنز ملایم اما مؤثر این داستان، همراهی پیوستۀ مخاطب را تا انتهای داستان با «مهرداد صدقی» در پی دارد.

یشترین توفیق مهرداد صدقی در «آبنبات هل‌دار» در این است که راوی ـ به‌رغم بُعد زمانی و حتی مکانی با روایت ـ واقعاً از دل وقایع و داستان با مخاطب حرف می‌زند. او توانسته به‌خوبی موقعیت شخصیت‌ها را در دل حوادث بازیافت کند؛ بنابراین، داستان به‌رغم طنز درونی‌اش، بسیار موثق به نظر می‌رسد و حتی همین بیان طنز، هم‌افزایی مؤثری با سایر تمهیدات اثر داشته است

http://www.sooremehr.ir/منبع

نونویس